بیوگرافی کوروش تهامی و همسرش پونه یزدانی + عکس‌ها و مصاحبه

[ad_1]

کوروش تهامی

بیوگرافی و زندگینامه

کوروش تهامی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 4 اردیبهشت 1350 در تهران می باشد و 46 سال سن دارد.

تحصیلات : تهامی دارای مدرک لیسانس تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

کوروش تهامی فعالیت بازیگری و  هنری خود را از سال 1375 با حضور در فیلم سینمایی سینما سینماست ساخته سید ضیا الدین دری آغاز نمود. 

وی در سال 85 با بازی در سال زیر تیغ به خوبی شناخته شد . همچنین در سال 89 نیز در سریال ملکوت با بازی در یک نقش متفاوت در یادها ماند . آخرین حضور او در تلویزیون نیز بازی در سریال گمشدگان به کارگردانی رضا کریمی می باشد که تابستان 96 روی آنتن میرود .

ازدواج ها و همسران

کوروش تهامی تا کنون دوبار ازدواج کرده است , بار شبنم طلوعی که این ازدواج منجر به طلاق شان گردید و همسر سابق او هم اکنون در شبکه انگلیسی من و تو حضور دارد. اما ازدواج دوم او با پونه یزدانی بوده است که هم اکنون با یگدیگر زندگی میکنند.همسر جدید کوروش تهامی.

کوروش تهامی و همسرش

گفت و گو با کوروش تهامی و همسر جدیدش پونه یزدانی

ماجرای آشنایی و ازدواج

کورش : نحوه آشنایی ما خیلی هنری بود (می‌خندد). همسرم برای خرید یک سی‌دی موسیقی وارد مغازه‌ای شد که من هم داشتم از آنجا خرید می‌کردم و اتفاقا من هم آن موسیقی را خیلی دوست داشتم. وقتی دیدم ایشان سخت مشغول توضیح دادن هستند و فروشنده هم متوجه نمی‌شود، وارد معرکه شدم و با توضیحاتم که البته کمی هم مخصوص بود، مغازه‌دار را متوجه کردم موسیقی کار کیست و خواننده آن آلبوم چه کسی است.

پونه یزدانی : خیلی جالب بود. کورش عینک بزرگی زده بود و من نشناختمش. آمد جلو و گفت بگذارید کمک‌تان کنم. فکر کنم دلش سوخته بود (می‌خندد). چون من هرچه توضیح می‌دادم فروشنده اصلا متوجه نمی‌شد. به هرحال کورش آمد و قسمتی از آن آواز را خواند و من با کمال تعجب گوش می‌کردم. بالاخره جناب فروشنده متوجه شد ما از کدام آلبوم و کدام خواننده حرف می‌زنیم. آن روز را فراموش نمی‌کنم، اتفاق بسیار جالبی بود.

کورش : اولین جرقه آشنایی ما آنجا بود و بعد هم رفت‌وآمد‌های معمول و خواستگاری و ازدواج.

همسر کوروش تهامی

اینستاگرام کوروش تهامی : instagram /Kooroshtahami

درهمه کارها مشارکت و مشورت داریم

کورش : خدارا شکر ارتباط بسیار خوبی با هم داریم و از بودن در کنار هم لذت می‌بریم. زحمت بسیاری از هماهنگی‌های زندگی‌مان مانند سفرها، دیدارهای خانوادگی، رفت‌وآمد و. . . برعهده همسر عزیزم است و اوست که در زندگی مشترک‌مان مراقب خیلی از مسائل است.

پونه : ما از همان ابتدای ازدواج بنا را بر مشارکت و مشورت گذاشتیم و من هم همیشه سعی می‌کنم در تمام کارها با هم همفکری داشته باشیم و معمولا کمتر اتفاق می‌افتد کاری را بدون مشورت با هم انجام دهیم.

به خواسته‌های یکدیگر احترام می‌گذاریم

کورش : فکر می‌کنم رمز ارتباط خوب‌مان به‌خاطر احترام گذاشتن به خواسته‌های یکدیگر است. ببینید زندگی مشترک یک اتفاق دوطرفه است. به نظر من در زندگی زناشویی هرگز نباید صرفا به توقعات، خواسته‌ها یا حتی آرزوهای خود فکر کنیم و همیشه باید بدانیم 50 درصد این قضیه همسرمان است.

اینکه شخصی تصمیم گرفته در تمام شرایط همراه شما باشد و البته ثابت کرده که چنین است، در این روزگار ارزش این را دارد که برایش جان بدهی؛ بنابراین احترام گذاشتن به خواسته‌ها و علایق و مشورت کردن‌هاست که باعث استحکام روابط و درنتیجه علاقه و محبت می‌شود.

پونه : من هم در این زمینه با همسرم موافقم. وقتی در زندگی زناشویی طرف مقابل برای شما اهمیت قائل شود و این اهمیت و توجه برای هر دو طرف ثابت شود، احساس خواهید کرد به تکیه‌گاه درستی اتکا کرده‌اید و به این شکل، ارتباط‌ها هم خوب می‌شود و استحکام و البته دوام پیدا می‌کند.

بیوگرافی کوروش تهامی

برنامه‌ریزی سفرها با همسرم است

پونه : تفریحات مشترک ما زیاد است؛ سفر، سینما، خرید، پیاده‌روی و البته رستوران و. . .

کورش : ما واقعا به سفر خیلی علاقه داریم و برای سفرهای‌مان هم بسیار برنامه‌ریزی می‌کنیم که البته تقریبا همه این برنامه‌ریزی‌ها توسط همسر عزیزم انجام می‌شود. ما طی سال و به فراخور فرصت‌ها و زمان‌های فراغت، برای سفر برنامه می‌چینیم. به نظر ما سفر باعث می‌شود آدم‌ها بهتر خودشان را بشناسند و البته دیدن مکان‌های جدید و زیبا و همینطور برقرار کردن ارتباط با آدم‌های جدید روحیه هر شخص را عوض می‌کند و باعث نشاط می‌شود.

پونه : سفر باعث ایجاد حس شادی در انسان می‌شود؛ ضمن اینکه شما می‌توانید با یک سفر خاطره‌انگیز خستگی‌های روحی که به واسطه کار یا روزمرگی سراغ‌تان آمده از خود دور کنید. من فکر می‌کنم با کمی برنامه‌ریزی اصولی همه می‌توانند به سفر بروند و با دیدن جاهای جدید و نو روح‌شان را تازه کنند. غیر از این سفرهای گروهی هم می‌تواند خیلی جذاب و به یاد ماندنی باشد. من یکی از طرفداران سفرهای دسته‌جمعی هستم.

کورش : درکنار سفر که شاید تفریح اصلی ما باشد، اهل سینما رفتن هستیم و در خانه هم فیلم زیاد می‌بینیم. خرید جزء برنامه‌های اصلی ماست چون هر دو به شکل عجیبی عاشق خرید کردن هستیم (می‌خندد). من حتی خرید از سوپر مارکت را هم دوست دارم. پیاده‌روی و رستوران هم جزو تفریحات ماست. من مطالعه را هم خیلی دوست دارم و به‌شدت روزنامه‌خوان هستم.

عکسهای کوروش تهامی

در رشته گریم آموزش دیده‌ام

پونه : من در رشته گریم آموزش دیده‌ام و این رشته را که اتفاقا مرتبط با عالم سینما و هنر است خیلی دوست دارم. هنوز این فرصت را نداشته‌ام که در این رشته فعالیت کنم اما می‌دانم کاری جذاب و البته سخت است.

همه نقش‌های کورش را دوست دارم

پونه : انتخاب یکی از کارهای همسرم واقعا سخت است. همه کارهای ایشان را دوست دارم؛ چون می‌دانم و می‌بینم برای اجرای تک‌تک نقش‌های‌شان چقدر وقت و انرژی می‌گذارند. همه کارهای‌شان دوست‌داشتنی هستند؛ چون هیچکدام سرسری اجرا نشده و پشت تمام‌شان فکر و انرژی بوده. اصلا مگر کورش تهامی تابه حال کار بد هم داشته؟!

زندگی با یک بازیگر راحت نیست

پونه : زندگی با یک بازیگر به‌هرحال راحت نیست. کورش یک رویه کاملا منحصر به فرد در این حرفه دارد و بسیار محترمانه با خودش، همکارانش و حرفه‌اش برخورد می‌کند. برای کورش خیلی مهم است که نگاه مردم نسبت به این حرفه پاک باشد و به همین دلیل آگاهانه خیلی مسائل را رعایت می‌کند. همسرم معتقد است از این حرفه نباید سوءاستفاده شود، هر کسی نباید وارد آن شود و کسی هم نباید خدای ناکرده آلودگی وارد این حرفه کند.

شاید باورتان نشود ولی گاهی ساعت‌ها از دست بعضی آدم‌ها حرص می‌خورد و با خودش کلنجار می‌رود که چطور می‌شود غیرمستقیم آنها را متوجه اشتباه‌شان کرد تا به آنها برنخورد. کورش همه این دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش را با من در میان می‌گذارد و می‌دانم و درک می‌کنم که چقدر حواسش به همکاران و مسائل مرتبط با کارش هست و از اتفاقات اینچنینی متاثر می‌شود.

گذشته از اینها کار بازیگری مانند بسیاری از مشاغل نیست که زمان مشخصی داشته باشد و ساعت کاری در آن از قبل به شکل دقیق اعلام شود. یعنی خیلی اوقات ساعات کاری همسرم بیشتر از آن چیزی می‌شود که ما تصور می‌کردیم؛ بنابراین تمام قول و قرارهای‌مان به هم می‌خورد و حتی ممکن است بعضی از دوستان یا فامیل ناراحت شوند که چرا ما مثلا وقتی دعوت‌مان کرده‌اند نتوانسته‌ایم به خانه‌شان برویم. البته من معمولا سعی می‌کنم با برنامه‌ریزی و صحبت کردن با این عزیزان قضیه را درست کنم، خب بالاخره این شغل همسر من است و می‌دانم حرفه‌اش برایش چقدر عزیز و مهم است.

کورش : از همسرم به‌خاطر درک این موضوع تشکر می‌کنم.

همسرم حواسش به تغذیه‌مان است

کورش : ورزش در زندگی‌مان جایگاه مهمی دارد. به هرحال بدن یک بازیگران یکی از ابزارهای کار اوست و نباید از فرم خارج شود. خوشبختانه همسرم بسیار پیگیر تغذیه سالم و نوشیدن آب به شیوه صحیح در روز و این قبیل مسائل است که برای هر فرد ازجمله یک بازیگر خیلی مهم است.

پونه : تغذیه سالم نقش مهمی در سلامت روح و جسم دارد. خب روزی هشت لیوان آب که باید میل شود. در مورد تغذیه هم ما معمولا صبحانه را کامل صرف می‌کنیم. برنجی که در خانه ما صرف می‌شود برنج قهوه‌ای است و با غذاهایی کم روغن و کم نمک سرو می شود. روغن هم معمولا یا روغن زیتون است یا روغن کنجد. سبزی و میوه هم همیشه در برنامه غذایی‌مان است؛ مخصوصا عصر‌ها یا شب‌ها که حتما سعی می‌کنیم میوه تازه صرف کنیم.

مشارکت در خانه‌داری

کورش : خداراشکر در همه کارهای‌مان مشارکت داریم. به‌هرحال قرار نیست همه کارها سر یک نفر انباشته شود. در مورد کارهای منزل هم همیشه با هم تقسیم کار می‌کنیم. به‌نظرم در زندگی مشترک همه چیز باید به اشتراک گذاشته شود؛ حتی کارهای خانه (می‌خندد).

خرید هدیه وظیفه یک مرد است

کورش : من فکر می‌کنم وظیفه یک مرد است که در مناسبت‌های مختلف برای همسرش هدیه بخرد و اهمیت او را در زندگی فراموش نکرده و به این شکل یادآوری کند.

پونه یزدانی: من هم همین نظر را دارم و معتقدم باید به همسرمان در مناسبت‌های مختلف مثل تولد، عید، سالروز ازدواج و. . . هدیه بدهیم و البته هدیه بگیریم (می‌خندد). این جور کارها ممکن است در نگاه اول خیلی مهم به‌نظر نرسند اما در بطن خود باعث می‌شوند زوج‌ها بیشتر به هم علاقه‌مند شوند و رابطه و درنتیجه زندگی‌شان زیباتر شود.

به داشتن فرزند فکر می‌کنیم

پونه : می‌دانیم ورود فرزند به زندگی زوج‌ها مسوولیت سنگینی با خود به همراه می‌آورد ولی به داشتن فرزند فکر می‌کنیم.

کورش تهامی: کاملا با همسرم موافقم. بچه‌دار شدن در کنار شیرینی‌هایش، مسوولیتی سنگین است و باید قبل از داشتن فرزند خوب در موردش فکر کرد و آگاهانه تصمیم گرفت.

حرف آخر

کوروش : دوست دارم به عنوان حرف پایانی چند جمله عرض کنم «ما جزو ثروتمند‌ترین آدم‌های جهان هستیم چون خدا را در زندگی‌مان داریم. خدایا سپاس به‌خاطر این همه حضورت در زندگی‌مان. . .» .

کوروش تهامی

سریال های کوروش تهامی

1385 زیر تیغ
1386 ساعت شنی
1387 شب می گذرد

1388 خسته دلان
1389 ملکوت
شوق پرواز
تبریز در مه
قلب یخی
عصر پاییزی
گمشدگان – 1396

خانواده کوروش تهامی

لیست فیلم های سینمایی

1375 سینما سینماست
1376 ساحره
1378 دفتری از آسمان
شراره

1379 مریم مقدس
1382 این زن حرف نمی زند
1383 به رنگ ارغوان
از دوردست

شبانه
امیر بنکدار
1385 سرگیجه
نسل جادویی

1386 آن مرد آمد
1389 برف روی شیروانی داغ
1391 بی خداحافظی

1391 دل بی قرار
1393 آشوب
1394 رگ خواب

فیلم های تلویزیونی کوروش تهامی

1380 گنج
1384 زندگی برگ برگ
1387 شبهای خرمشهر
1388 خانه ای در غبار
1387 ماه از روی سکو
1389 بازی مهره سفید

کوروش تهامی و همسرش جدیدش پونه یزدانی و همسر سابقش شبنم طلوعی

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی ارژنگ امیرفضلی و همسرش+ مصاحبه و عکسها

[ad_1]

ارژنگ امیرفضلی

بیوگرافی و زندگینامه

ارژنگ امیرفضلی بازیگر و کارگردان ایرانی وی متولد سال 1349 می باشد و 46 سال سن دارد.

ارژنگ فعالیت سینمایی خود را در سال 1373 با بازی در فیلم الو الو من جوجو ام آغاز نمود. 

وی  بیشتر به عنوان یک کمدین شناخته می شود و بیشتر در کارهایی که فضای طنز دارد حضور دارد.

همچنین وی در برنامه خندوانه نیز به اجرای استندآپ پرداخته است.

ازدواج و همسرش

به گفته ی خودش چندین سال پیش ازدواج کرده است و متاهل می باشد. عکسی از همسر او در دسترس نیست.

پدر ارژنگ امیرفضلی

پدر ارژنگ امیرفضلی 

ارژنگ امیرفضلی فرزند حسین امیرفضلی می باشد که بازیگر، کارگردان و صداپیشه ایرانی است.

ماجرای بیماری اش

ارژنگ امیر فضلی بازیگر مجموعه‌های تلویزیونی از صحت بستری شدن خود گفت: به دلیل عارضه گوارشی در بیمارستان بستری شدم و عمل جراحی را با موفقیت پشت سر گذاشته‌ام. وی در ادامه در حالی که شرایط مناسبی برای صحبت کردن نداشت، درخصوص زمان مرخص شدن و روند ادامه درمان خود از بیان کرد: همچنان زمانی برای مرخصی مشخص نشده است و درحال حاضر نمیدانم جراحی دوباره دارم یا نه!

گفت و گو با ارژنگ امیرفضلی 

خیلی وقت است از شما خبری نیست، در تلویزیون هم کم دیده می‌شوید؟

تولیدات آثار کمدی و بخصوص سریال‌هایی که به نود شبی شهرت یافته بودند خیلی کم شده است. البته من هم مقداری در نوع انتخاب‌هایم تجدید نظر کرده‌ام و در کارهای آیتمی بازی نمی‌کنم چون در همان سال‌هایی که کارهای آیتمی در اوج بود، هر چه خلاقیت در این زمینه داشتم به نمایش گذاشتم و از وقتی احساس کردم، دارم به دام تکرار و کلیشه می‌افتم این‌جور نقش‌ها را نپذیرفتم. دوست ندارم مردم با دیدن نقش‌های تکراری از من دلزده شوند. شاید نقش‌های بد را قبول کنم اما زیر بار نقش‌های کلیشه‌ای نمی‌روم.

چند هفته قبل عکسی متفاوت از شما در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های خبری منتشر شد که شما با موی سپید و پیرتر از سن‌تان نشان می‌داد، این عکس گریم بود یا عکس واقعی؟

من در اینستاگرام صفحه دارم و هر چند وقت عکس‌هایی از خودم در آن به اشتراک می‌گذارم. عکس‌های واقعی که خودم را نشان می‌دهد در این صفحه وجود دارد.

صفحه‌تان در اینستاگرام را می‌بینم، فالور و دنبال‌کننده زیادی دارید، حدود 38 هزار و 800 نفر اما کسانی که شما آنها را فالو کرده‌اید و دنبال می‌کنید صفر است!‌ یعنی اینستاگرام هیچ کس را دنبال نمی‌کنید؟

نه! راستش زیاد حوصله این‌جور کارها را ندارم. خیلی‌ها بهم می‌گفتند مرا فالو کن یا گلایه می‌کردند که چرا مرا فالو نمی‌کنی به همین دلیل تصمیم گرفتم صفحه هیچ‌کس را دنبال نکنم! ‌انتظار هم ندارم کسی مرا فالو کند. این که 38 هزار دنبال‌کننده دارم نشان‌دهنده لطف مردم است.

ارژنگ امیرفضلی ,بیوگرافی ارژنگ امیرفضلی ,عکس ارژنگ امیرفضلی

حضور در شبکه‌های اجتماعی چقدر از وقت شما را به خود اختصاص می‌دهد؟

خیلی کم!‌ شاید نیم‌ساعت یا یک ساعت در روز. چشمانم را با زل زدن به صفحه گوشی تلفن خسته نمی‌کنم. حوصله حرف‌های بیهوده و تکراری که در کانال‌های تلگرامی گفته می‌شود را هم ندارم. در گروه‌های دوستی هم که مدام دارند باهم احوالپرسی می‌کنند که از این روش هم خوشم نمی‌آید! می‌خواهی حال کسی را بپرسی به او تلفن کن و حالش را بپرس چه لزومی دارد در گروه‌‌های تلگرامی زمان زیادی را به احوالپرسی اختصاص بدهی؟!

کمی دلگیرکننده شده که آدم‌ها حتی حوصله تلفن زدن به هم و پرسیدن حال یکدیگر را را هم ندارند؟

این از قدیم بوده که آدم‌ها سراغ یکدیگر را کمتر می‌گیرند و بندرت از حال هم باخبرند. از همان قدیم وقتی سر یک کار بودیم همه از هم شماره می‌گرفتند تا با هم در ارتباط باشند و حال یکدیگر را بپرسند اما همین که کار تمام می‌شد، خیلی زود همدیگر را فراموش می‌کردند. الان هم که تز دوری و دوستی بیشتر جواب می‌دهد!

اما تز خوبی نیست!‌ آدم‌ها را بیشتر از هم دور می‌کند.

نه اتفاقا خوب است! ‌از بچگی پدر و مادرمان به ما این جمله را گفته‌اند و ما به مرور متوجه شده‌ایم که درست هم هست. آدم از بعضی‌ها دوری کند خیلی بهتر است.

پسر هوشنگ امیرفضلی هستید، ‌از پدر چه چیزهایی را آموختید؟

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است. چون من دنیایی خاطره و آموزه از پدرم به یاد دارم و انتخاب یکی از آنها و بیانش دشوار است. فقط می‌توانم بگویم که از نظر روحیات فردی جا پای پدرم گذاشته‌ام. اما از نظر اخلاقی پدرم خیلی بهتر از من بود.

پدرتان آدم شادی بود و این را به دیگران هم منتقل می‌کرد، شما هم چنین ویژگی دارید؟

صدای پدرم دو وجهی بود؛ هم می‌توانست شادی را منتقل کند و هم غم را و من این ویژگی را از او به ارث بردم.

arzhang amirfazli

در زندگی واقعی هم همین‌طور هستید؟

زندگی واقعی همه آدم‌ها شبیه به هم است. یک روز خوشحالند یک روز ناراحت. مسافرت خوشحالشان می‌کند، بی‌پولی ناراحت و… یک‌سری ویژگی‌ها هست که فردی‌تر است، مثلا یک نفر به نواختن ساز علاقه‌مند است و دیگری به کتاب خواندن. اما در کلیات همه مشترک هستیم.

اما جزئیات زندگی هر فردی مختص خودش است…

جزئیات زندگی من مثل یک مجموعه موسیقی است که در آن همه جور آهنگ و ترانه‌ای پیدا می‌شود و من بنا به حس و حالی که دارم برخی از این آهنگ‌ها را گوش می‌کنم. شاید زمانی فقط پاپ گوش کنم اما روزهایی را هم به گوش دادن آهنگ‌های سنتی اختصاص دهم. زندگی هم مجموعه‌ای از موسیقی‌های مختلف است که در هر موقعیتی یکی از آنها جذبت می‌کند.

چه چیزهایی در زندگی آزارتان می‌دهد؟

اولین آزار این است که تهیه‌کننده‌ها دستمزد ما را یا نمی‌دهند یا خیلی دیر می‌دهند. از بی‌حرمتی هم خیلی آزرده می‌شوم، توقع‌‌های بی‌جا و این‌که بعضی از آدم‌ها جوری رفتار می‌کنند که انگار از ما خیلی بالاتر هستند در صورتی که هیچ‌کدام از ما از دیگری بهتر و خاص‌تر نیست. البته رانندگی‌های بد هم خیلی اذیت می‌کند.

وقتی سرکار نیستید، وقتتان را چگونه پر می‌کنید؟

فیلم می‌بینم. تا چند وقت پیش خیلی کتاب می‌خواندم اما الان کمتر می‌خوانم. خیلی دوست دارم بیرون بروم و در کوچه و خیابان راه بروم اما واقعیت این است الان این‌ کار را هم انجام نمی‌دهم چون مردم مدام می‌خواهند با بازیگرها عکس بگیرند و…

یعنی از شهرت خسته شده‌اید؟

بله! خیلی دوست دارم مثلا به بازار تجریش بروم و بین مردم راه بروم و خرید مردم را ببینم اما نمی‌توانم چون مردم مرا تماشا می‌کنند. زیر ذره‌بین بودن اذیتم می‌کند به همین دلیل بیشتر در خانه می‌مانم.

اما خیلی‌ها دوست دارند بازیگر شوند تا به شهرت برسند؟

ما بازیگر نشدیم که مشهور شویم! به نظرم از سال 72 موج شهرت‌طلبی به‌واسطه بازیگری رواج پیدا کرد. همه ما که سراغ بازیگری رفتیم به این دلیل بود که به این حرفه علاقه‌مند بودیم. بعد از برنامه‌‌های ساعت خوش و هژیرها و… خیلی‌ها برای شهرت پیگیر این هستند که بازیگر شوند که غلط هم هست. اگر می‌خواهی بازیگر شوی باید به دانشگاه بروی و درس این حرفه را بخوانی اگر می‌خواهی به شهرت برسی و در کوچه و خیابان تو را بشناسند اصلا لازم نیست بازیگر شوی، پول بدهی روی خیلی از مجلات عکس‌ات را چاپ می‌کنند و در مقطعی معروف می‌شوی.

ارژنگ امیر فضلی

بازیگری پول دارد؟

در اوایلی که هم نسل‌های من بازیگر شدند، خوب بود.مثلا ماهی 20 هزار تومان می‌گرفتیم که در زمان خودش خوب بود. برای ساعت خوش ماهی 80 هزار تومان گرفتم که خیلی خوب بود، یک‌ سال پولم را جمع کردم و به اصطلاح پس‌انداز را زدم به زخم زندگی. اما یک دوره‌ای به بیکاری خوردم که خیلی بد بود و به نان شبم هم محتاج بودم اما آن دوره هم گذشت و اوضاع بهتر شد. اما حدود ده سال است که اُفت کرده و همچنان سیر نزولی را طی می‌کند.

الان نان شب دارم، اما مثلا یک سال بیشتر است که تلاش می‌کنم پرایدم را تبدیل به یک ماشین بهتر بکنم اما نمی‌توانم! ‌آن‌قدر درآمد دارم که فقط خرج روزانه‌ام را تامین کنم. جالب این‌جاست که بیشتر مردم فکر می‌کنند بازیگرها باید زندگی خاص و ویژه‌ای داشته باشند و زمانی‌که مرا پشت فرمان پراید می‌بینند، داد می‌زنند: ماشین بنزت را کجا گذاشتی! مردم از ما توقع دارند زندگی شیکی داشته باشیم اما با این پول‌ها نمی‌شود، شیک زندگی کرد.

ارژنگ امیرفضلی و همسرش

فیلم های ارژنگ امیر فضلی

قهرمانان کوچک (حسین قناعت)(۱۳۹۵)
هر چی خدا بخواد (نوید میهن‌دوست) (۱۳۸۹)
محاکمه در خیابان (مسعود کیمیایی) (۱۳۸۷)

دو خواهر (محمد بانکی) (۱۳۸۷)
اخراجی‌ها ۲ (مسعود ده‌نمکی) (۱۳۸۷)
هم‌خانه (مهرداد فرید) (۱۳۸۶)

اخراجی‌ها (مسعود ده‌نمکی) (۱۳۸۵)
شام عروسی (۱۳۸۴)
شارلاتان (۱۳۸۳)

گرداب (۱۳۸۳)
مربای شیرین (۱۳۸۰)
جنگجوی پیروز (۱۳۷۷)
الو! او! من جوجوام! (۱۳۷۳)

بیوگرافی ارژنگ امیرفضلی

سریال های ارژنگ امیرفضلی 

سر به راه
همه فرزندان من
تهران پلاک 1
کسی خوابه

خانه اجاره ای 1
جمدان
دانی و من 3
تبریز در مه
شمس العماره

دیدار
آرزو های شیرین
قشقرق
قرارگاه مسکونی
همینه

آتیئه
زنگ آخر
توی خونه
تماشا 79
مثل زندگی

نوروزی ها
آقای حسابی
حرف تو
این چند نفر
قصه های فلای

سلام کوچولو
گل های 77
ساعت خوش
پرواز 57
نوروز 72

بیوگرافی ارژنگ امیرفضلی و همسرش

[ad_2]

لینک منبع