بیوگرافی نجمه جودکی و همسرش +گفتگو و عکسهای اینستاگرامی‌اش

[ad_1]

نجمه جودکی

بیوگرافی و زندگینامه اش

نجمه جودکی مجری زن صدا و سیما در تاریخ 21 آبان سال 1371 در تهران متولد شده است و 25 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل لیسانس معماری در دانشگاه آزاد و فیلم سازی و تدوین از سروش است.

نجمه فرزند اول خانواده اش می باشد و پدر وی اصالتا اخل خوانسار است .

در سن 14 سالگی اولین اجرای خود را به‌طور کاملا اتفاقی انجام داد و از آن‌جا بود که دنبال علاقه‌اش رفت. درست در زمانی که سودای حضور در تلویزیون را داشت به گفته زنده‌یاد مهران دوستی عمل کرد و در رادیو به گویندگی پرداخت.

آخرین اجراهای وی در تلویزیون برنامه مردم گرام از شبکه سه و برنامه ترانه باران از شبکه شما می باشد که در سال 96 پخش گردید.

ازدواج و همسر

همسر نجمه جودکی کیست ؟

نجمه جودکی متاهل است.وی در سال 1395 با مهدی پارسا زاده ازدواج کرده است .

عکس شوهر نجمه جودکی , همسر نجمه جودکی

نجمه جودکی و همسرش

عکس نجمه جودکی

سلفی نجمه جودکی ذر پشت صحنه برنامه اش با کمند امیرسلیمانی

گفتگو و مصاحبه با نجمه جودکی

در اجرا‌هایتان چقدر خودتان بودید؟

من خیلی آدم یکدستی نیستم و مدام در حال تغییر هستم. در طول زندگی شخصی‌ام نیز به همین صورت عمل می‌کنم. وقتی در حال اجرا هستم همیشه و در همه‌جا خوشحالم و لبخند از روی لبانم محو نمی‌شود.

همیشه سعی کردم قبل از اجرا‌هایم خیلی با آدم‌هایی که حالم را دگرگون می‌کنند در ارتباط نباشم که اجرایی خوب و عالی داشته باشم. در اجرا‌هایم کاملا خودم هستم، منتها خودمی که سعی کرده است در لحظه اجرا خودش را متعلق به مردم بداند و به هیچ‌چیز دیگری فکر نکند.

به این فکر می‌کنم که نجمه جودکی باشم که خودش از نوع تلویزیونی است؛ خودم را مدیون مردم می‌بینم و در آن یک ساعتی که اجرا می‌کنم مال مردم هستم، باید زندگی شخصی خود را فراموش کنم و با مردم باشم.

در اجرا‌هایتان خیلی بداهه صحبت می‌کنید، فکر نمی‌کنید این شیوه اجرا به جذب مخاطب لطمه وارد کند.

من چنین تفکری از اجرا‌هایم ندارم و فکر نمی‌کنم این شیوه اجرا از مخاطب من بکاهد. من کلا از متن فراری هستم و سعی می‌کنم در برنامه‌هایم نکته‌هایی از پیش تعیین شده‌ پیش خودم داشته باشم، مگر این‌که اتفاق خاصی بیفتد و با آن متن ارتباط برقرار کنم و در اجرایم از آن استفاده کنم. احساس می‌کنم در قالب گذاشتن مجری باعث بروز اتفاق خوبی در کار نخواهد شد و مردم ما را پس می‌زنند.

در دوربین زنده بداهه‌گویی کار بسیار مشکلی است، در این شرایط با مشکلات و استرس مواجه نمی‌شوید؟

در برنامه غیر‌زنده اجرا برایم خیلی سخت‌تر است، برنامه‌ای که اجرا در آن زنده است روح تازه‌ای در آن جریان دارد و احساس می‌کنم چون مردم به من نگاه می‌کنند این دوربین به من حرف می‌دهد و این بسیار زیباست.

به‌نظر من این بداهه‌گویی در برنامه زنده باید بیشتر اتفاق بیفتد. پله اول این است که خودت را نسبت به دیگران بیشتر قبول داشته باشی، به شرط این‌که به مرز غرور کاذب نرسی.

خودباوری و غرور هر دو یک کلمه است ولی کمی رنگ‌هایشان با هم فرق دارد، در این کار‌ها باید اعتماد به نفس داشته باشی و به خود‌باوری برسی. زمانی می‌توانی خودت را باور داشته باشی که قدر خودت را در لحظات بدانی.

بیوگرافی نجمه جودکی

رسانه ملی به‌نظر مخاطب اهمیت می‌دهد و با مجری که بخواهد اشتباه کند برخورد می‌کند. در این شرایط چه می‌کنید؟

کسی باید مجری شود که ادب و شخصیتش در راستای رسانه ملی باشد. من اگر بی‌ادبانه رفتار کنم، بیننده با این اشتباه من برخورد خواهد کرد. من در تنهایی خودم هم هیچ‌وقت با آدم‌ها نا‌محترمانه صحبت نمی‌کنم، کسی باید به این حیطه وارد شود که این چهارچوب‌ها را رعایت کند، چون او در قبال جامعه مسئول است.

دلیل این‌که دید مردم ما نسبت به قبل بسیار حساس‌تر شده‌ است، چیست؟

من احساس می‌کنم مردم ما آرام نیستند، من در این مدت که دوباره به تلویزیون بازگشتم، از فضای مجازی متنفر شدم، مدام مردم دنبال ایراد گرفتن هستند. قبلا فضای مجازی نبود و مردم راحت‌تر با مسائل برخورد می‌کردند، ولی در حال حاضر صبر مردم هم خیلی کم شده است و فقط منتظر سوتی و گاف هستند، این واقعا اشتباه است.

در شرایطی که فضای مجازی در بین مردم فراگیر شده است برای کم کردن حساسیتشان چه باید کرد؟

همه آدم‌ها خطا می‌کنند ولی ما مجری‌ها چون در اولویت دید هستیم، خطایمان هم در جلوی چشم قرار می‌گیرد. از کاه برایمان کوه می‌سازند. من نمی‌دانم چه باید کرد.

از «هفت ترانه» و نحوه حضورتان در این مجموعه برایمان بگویید.

من چهار سال در شبکه‌های داخلی ممنوع‌التصویر بودم و اجازه اجرا در شبکه‌های معاونت سیما را نداشتم. بعد از «سین مثل سریال» نوروز ۹۱ به شبکه شما و این برنامه دعوت شدم. در ابتدا نپذیرفتم، برنامه‌ای که مهمان نداشت و دکور بسیار ساده‌ای داشت جذب مخاطب برایش به سختی انجام می‌پذیرفت.

در نهایت قبول کردم و به‌عنوان مجری این برنامه شروع به فعالیت کردم و بدون جایزه رکورد یک میلیون و نیم میلیون پیامک را زدم. بعد از مدتی برای جذابیت بیشتر احساس کردم که باید حرفه‌ای خواننده‌ها را بیان کنم و در لابه‌لای برنامه این صحبت‌ها را بیان می‌کردم. این ایده، برنامه را جذاب کرد و با استقبال مردمی مواجه شد.

من «هفت ترانه» را دوست داشتم به خاطر این‌که به من اجازه داد خودم و قابلیت‌هایم را نشان دهم. این‌که برنامه‌ات را به چه صورت نمایش دهید که برای مخاطب جذاب باشد، واقعا در بهتر دیده شدن آن مجری موثر واقع می‌شود. من در «هفت ترانه» خیلی خودم بودم و این جزو افتخارات من است.

چطور شد به این اجرای راحت و بی‌دغدغه امروزی رسیدید؟

من کلا از چهارچوب متن فراری هستم و از اول به همین صورت بودم. در «هفت ترانه» بسیار به من خوش گذشت، سه سال این برنامه را اجرا می‌کردم، در اوج سریال‌های ماهواره‌ای این برنامه مخاطب را به سمت تلویزیون کشاند و پای این برنامه نشاند و از این بابت خیلی خوشحالم.

یک اجرای استاندارد در ایران چه نوع اجرایی است؟

به نظر من یک مجری خیلی نباید خودش را هم‌سطح با مهمانش بداند، باید گفت‌و‌گویی را ترتیب بدهد که بیننده حس کند باز مجری برنامه قهرمان دیده خواهد شد. من برنامه‌هایی که خیلی قربان صدقه مهمان می‌روند را نمی‌پسندم، باید در جاهایی از برنامه چالش هرچند کوچک ایجاد کرد که به یک چاشنی خوب در برنامه تبدیل شود.

مهران دوستی همیشه می‌گفت 10 ثانیه طلایی برنامه را از دست ندهید وقتی که شما شروع می‌کنید اگر در آن 10 ثانیه تیر را به مخاطب زدید همه‌چیز تمام است، ولی اگر نزدید مخاطب برنامه‌تان را‌‌‌ رها می‌کند و در اولویت بعدی قرار می‌گیرید.

با توجه به این‌که گویندگی در رادیو و اجرا درتلویزیون بسیار با هم متفاوت است، چطور به اجرا در تلویزیون رسیدید؟

خیلی از دوستان که از رادیو می‌آِیند به‌خصوص مجری‌های خانم با لحن کاملا رادیویی به اجرای برنامه می‌پردازند و صدا‌سازی می‌کنند، در رادیو تنها ابزار برای ارتباط با مخاطب صدایت است، ولی در تلویزیون با زبان بدنت هم باید با مخاطبت ارتباط برقرار کنید، این مجری است که باید بین تمام ابزار یک برنامه که در اختیارش گذاشته‌اند، تعادل ایجاد کند.

اولین گام گفت‌وگوی خوب است و در مراحل بعدی مطالعه حرف اول را می‌زند و بعد تک‌تک آدم‌هایی که یک برنامه را می‌سازند در بهتر دیده شدن آن برنامه موثر هستند.

عکسهای نجمه جودکی

آدرس اینستاگرام نجمه جودکی : instagram/najmehjoodaki

از اجرا در تلویزیون در کنار کدام مجری بیشتر لذت بردید؟

محمد سلوکی در تلویزیون جزو کسانی است که خیلی به من کمک کرد، مخصوصا در «سین مثل سریال» و «این‌جا ایران» است و همیشه از اجرا در کنار او لذت می‌برم.

نجمه جودکی به نظرتان چقدر توانسته تا به الان در اجرا موفق عمل کند؟

تا خواستم بال و پر بگیرم زمینم زدند. مردم تا من را شناختند در شبکه‌های داخلی نبودم، برای همین الان نمی‌گویم خیلی متفاوت هستم، اما مسائلی هست که دوباره در ارتباطم با مخاطب و نوع گفت‌وگویم دوباره از صفر شروع کردم، نتوانستم چالشی شروع کنم چون مردم نسبت به من گارد داشتند. با همه این‌ها فکر می‌کنم تا به این‌جا کار موفق عمل کردم.

وقتی حضور در برنامه «صبحی دیگر» را پذیرفتید استرس کمبود مخاطب نداشتید؟

به هیچ عنوان، مطمئن بودم «صبحی دیگر» پرمخاطب است. بخشی که من اجرا ‌کردم در مورد دکوراسیون داخلی بود و خیلی آن بخش را دوست داشتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

حضورتان در تلویزیون از جام جم شروع شد، خودتان این تجربه‌ها را چطور دیدید؟

من دوسال «این‌جا ایران است» را با محمد سلوکی اجرا می‌کردم و برنامه خوبی بود. طبق ذائقه مردم ایران در خارج ازکشور ساخته شد و در زمان خودش توانست حال مردم را خوب کند.

درباره مصاحبه ات با پژمان بازغی در مردم گرام به این مسئله اشاره کردی که تا وقتی تلویزیون مجری دارد، نباید در مناسبت ها آنتن در اختیار بازیگران قرار بگیرد. می خواستی روش مدیران را به نقد بکشی یا با اجرای بازغی مشکل داشتی؟

من با اجرای پژمان بازغی هیچ مشکلی ندارم. به نظرم خیلی مجری خوبی است و کودک شو را هم خیلی خوب اجرا کرده. من خیلی کلی این حرف را زدم. منظورم به همه مدیرها و رسانه ملی بود نه بازغی.

اما روندی که در مصاحبه با پژمان بازغی پیش گرفتی طوری بود که به نظر می رسید این بازیگر را برای اینکه سوپراستار نشده متهم می کنی. بعد هم که یک مرتبه او را با محمدرضا گلزار در دو کفه ترازو می گذاری و مقایسه می کنی. اینطوری مهمان برنامه آزرده نمی شود؟

اصلا. معلوم است که من هیچ مشکلی با آقای بازغی ندارم. حتی وقتی آقای بازغی در اینستاگرامش پست گذاشت اصلا اسمی از من نیاورد. گفت و گوی ما کاملا حرفه ای بود. اگر مصاحبه کامل را دیده باشی من گفتم که چرا استار نشدید و پژمان بازغی گفت: «ما اصلا در ایران استار نداریم.»

نجمه جودکی مجری

اجراهای نجمه جودکی :

فرصت ویژه / کمی متفاوت / هفت ترانه / ترانه باران / سین مثل سریال / مثبت 17 / مردم گرام و …

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی ژاله صادقیان و همسرش +عکسها و گفتگو با او

[ad_1]

ژاله صادقیان

بیوگرافی و زندگینامه

ژاله صادقیان مجری تلویزیون و رادیو متولد سال 1344 در شهر تهران می باشد و 52 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.

وی برای اولین بار در سن 5 سالگی گویندگی در رادیو را تجریه کرد و پس از 8 سال تجریه از رادیو خارج شد و به تخصیل پرداخت.

اولین اجرای او در تلویزیون برنامه‌ای تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسیقی بود. او در سال 1383 با ترک رادیو و آغاز فعالیت رسمی خود در تلویزیون، اولین  برنامه خود را با نام «چرتکه» اجرا کرد.

در سال 1386 اجرای برنامه را در رادیو برون مرزی صدای آشنا آغاز کرد. «ستاره‌چین شب‌های روشن» اوّلین برنامه او در رادیو صدای آشنا بود. او به علت علاقه، گویندگی را در زمینه شعر و موسیقی و ادب دنبال کرده است. وی تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه در زمینه گویندگی شده است.

ازدواج و همسر

ژاله صادقیان ازدواج کرده است و عکسی از او همسرش منتشر نشده است.

ژاله صادقیان و همسرش

 

گفتگو م مصاحبه با ژاله صادقیان

  نخستین بار چه کسی به شما گفت که صدایتان مناسب گویندگی است؟

هیچ کس.

پس چطور گوینده شدید؟

من از پنج سالگی وارد رادیو شدم.

برای برنامه های کودکان؟

بله، برای برنامه های کودکان در نمایشنامه های رادیو بازی می کردم. گوینده بودم. شعر می خواندم.

مگر سواد داشتید که هم شعر می خواندید و هم گویندگی می کردید؟

من در همان پنج سالگی به اندازه یک دانش آموز کلاس سوم، سواد داشتم.

جهشی خوانده بودید؟

نخیر، مادرم ناظم مدرسه بود و مرا همراه خودش به مدرسه می برد. من به نشستن در کلاس درس خیلی علاقه داشتم و با وجود این که مجبور نبودم مطالب درس را یاد بگیرم، یاد می گرفتم.

یعنی کلاس به کلاس بالا می رفتید؟

بله، همراه بچه ها امتحان می دادم و پایه به پایه بالا می رفتم.

پس جهشی درس خوانده اید؟

من در امتحان شرکت می کردم اما گواهی تحصیلی نمی گرفتم و با وجود این که وقتی به سن مدرسه رسیده بودم از هم سن و سال های خودم جلوتر بودم اما رفتم و در کلاس اول ثبت نام کردم.

چرا؟

به خاطر این که پدرم موافق جهشی خواندن من نبود.

با این سطح درسی، نشستن سرکلاس اول سخت نبود؟

خیلی سخت بود اما یک معلم نازنین داشتم که مرا درک می کرد و امروز که به آن دوران نگاه می کنم هیچ رنجی به خاطرم نمانده است، جز خاطره های شیرین.

حالا چگونه به رادیو راه پیدا کردید؟

ما یک آشنای خانوادگی داشتیم که در رادیو کار می کرد. به تهیه کننده برنامه رادیو می گوید که یک بچه پنج ساله می شناسم که می تواند متن رادیویی را بخواند. چند روز بعد به رادیو رفتم. از من امتحان گرفتند و پذیرفته شدم. در برنامه های مختلفی هم حضور داشتم بعدها این همکاری با برنامه سازان نامدار رادیو مانند خانم ها چهره نگار، برومند و آذر پژوهش ادامه یافت.

نخستین نقشی که ایفا کردید خاطرتان هست؟

اولین نقشم مار عینکی بود در یک نمایشنامه رادیویی.

آن موقع ها صدای خودتان را می شنیدید؟

خیلی کم.

بیوگرافی ژاله صادقیان

وقتی اولین بار صدای خودتان را از رادیو شنیدید، چه حسی داشتید؟

هیچ، چون آن موقع نمی دانستم تبعات این ماجرا چیست. حتی من متوجه نشدم که چرا دیگران از کار من تعجب می کنند و برایشان جالب است و وقتی بعد از سال ها به رادیو رفتم و آن برنامه ها را گوش دادم بغض کردم به یاد سال های رفته.

پس شما با رادیو بزرگ شده اید؟

کاملا، روزها و لحظه ها با رادیو و در رادیو گذشت.

وقتی رادیو را ترک کردید، به این لحظه ها فکر نکردید؟

اتفاقا فکر کردم و خیلی هم سخت بود.

چرا از رادیو رفتید؟

من یک شبه و آنی تصمیم نگرفتم که از رادیو بروم، سه سال این عملی کردن تصمیم طول کشید. شرایط باعث شد.


چه شرایطی؟

ماجرا مربوط به سال ها پیش است. آقای خجسته مدیر رادیو بخشنامه کردند که گویندگان رادیو باید فقط در رادیو یا تلویزیون کار کنند. استدلالی که می کردند و من هم با آن موافق نیستم این بود که گویندگان رادیو نباید چهره شان لو برود. البته من همان موقع بی درنگ رادیو را انتخاب کردم.

به خاطر خاطرات گذشته؟

هم به خاطر تجربیاتی که داشتم و هم به خاطر تبعاتی که کار در تلویزیون دارد، همیشه از تلویزیون فراری بودم اما بعد از سه سال از آن انتخاب به این نتیجه رسیدم که کسی برای انتخاب من و دوستانم ارزش قائل نیست.

چه ارزشی باید قایل می شدند؟

کسانی که با کار رادیویی آشنا هستند به خوبی می دانند که کار رادیو به نسبت تلویزیون وقت گیرتر است.علاوه بر این من معتقدم یکی از سخت ترین کارها و حتی سخت ترین کار، گویندگی رادیو است. از هنرپیشگی، دوبله و اجرا در تلویزیون همه سخت تر است.

چرا سخت است؟

چون در گویندگی رادیو شما هستید و چند جمله و یک میکروفون باید چنان اجرای دقیقی داشته باشید که بتوانید با مخاطبی که به صدای شما گوش می دهد القا کنید، آنچه را که می خواهید. این تصور غلطی است که رادیو یعنی حرف زدن.بنابراین من بارها شاهد بوده ام که برای یک ساعت برنامه رادیو به یک گوینده توانا و ماهر که بهترین اجرا را داشته است آن موقع پنج هزار تومان می دادند اما به افراد دیگری با عنوان شاعر، گوینده و هنرپیشه که الفبای گویندگی را هم بلد نبودند 20 هزارتومان برای همان برنامه پرداختند.

همین ها باعث شد که کوچ کنید؟

علاوه بر این تبعیض ها، وقتی نگاه می کنی که پیشرفت مادی و معنوی در تلویزیون است، چرا در تصمیم خودم تجدیدنظر نکنم. همین بود که به تلویزیون آمدم.

الان کار در تلویزیون چگونه است؟

خیلی خوب، براساس پیشنهادی که داده می شود توافقی صورت می گیرد، شرایطی تعیین می شود و سپس کار بدون هیچ حاشیه ای آغاز می شود. در تلویزیون شما با مشکلات کار روبه رو هستید تا با مشکلات حواشی کار.

شما بیرون از رسانه ملی هم اجرا می کنید؟

بله، اجرای برخی برنامه ها را به عهده داشته ام.

برخی از این برنامه ها که دارای ارزش هنری نیستند و ماندگاری ندارند، به خاطر دستمزدهای کلان است که انتخاب می کنید؟

من با این بخش از سوال شما که اجرای این برنامه هنری نیست مخالفم، مدیریت یک سمینار یا نشست یا همایش ظرایف خاص خود را دارد که به آن لباس هنرمندانه می پوشاند و این اجرای هنرمندانه به استعدادهای درونی یک مجری ارتباط دارد.

خانم صادقیان! ما در ایران کمبود گوینده داریم؟

خیلی زیاد.

با وجود این همه شبکه رادیو و تلویزیونی؟

راه اندازی و ایجاد شبکه های متعدد در رادیو و تلویزیون موجب شد یک بازار کار بزرگ ایجاد شود و در این فضا،بسیاری بنا به ضرورت تاسیس این شبکه ها و کمبود زمان و این که کسی نبود که این برنامه ها را اجرا کند، جذب این شبکه ها شدند و مردم ایران هم به خاطر محبت بسیار زیادی که دارند هر کس سیمایش در تلویزیون و صدایش در رادیو شنیده شود، این کاره به حساب می آورند و به اصطلاح کارش می گیرد. باور کنید ما گوینده هایی داریم که هنوز نمی توانند یک بیت شعر حافظ را درست بخوانند،جرات هم ندارند که بگویند ما نمی توانیم. می خوانند و می رود پی کارش.

اشکال کار کجاست؟

به نظر من ضعف مدیریت است.ما برای جبران این نواقص باید 10سال مستمر نیرو و انرژی بگذاریم، شاید جبران شود.

در منطقه خاورمیانه و در بین کانال های تلویزیونی، سطح مجریان ایرانی را به نسبت دیگر کشورها چگونه می بینید؟

به طور مستمر دنبال نکرده ام که بخواهم مقایسه ای انجام داده باشم اما این را می توانم بگویم که ما مجریان و گویندگان ایرانی و فارسی زبان، صاحب زبانی خوش آهنگ هستیم که بزرگ ترین و بهترین یاور ماست.با وجود این یاور نتوانسته ایم خوب استفاده کنیم.

شما تپق زده اید؟

مگر می شود کسی گوینده و مجری باشد، تپق نزده باشد اما به گفته دیگران خیلی کم تپق زده ام،علتش هم این بوده که حساسیت زیادی داشته ام و روی برنامه مطالعه کرده ام.

سوتی هم داده اید؟

هرگز، فکر می کنم از مجریانی باشم که هیچ وقت به خاطر اجراهایم تذکری نگرفته ام.

فرزندتان نمی خواهد گوینده شود؟

استعداد زیادی دارد اما علاقه ای به این کار ندارد. شاید مشکلات مادرش را دیده است و حساب کار دستش آمده.

خانواده با ساعت های مختلف برنامه شما مشکل نداشته اند؟

نه، من هم سعی کرده ام برنامه هایم را به گونه ای تنظیم کنم که آن ها به خاطر کار من لطمه نخورند. یعنی وقتی ساعت 11 شب اجرا دارم، مطمئنم همه کارهای خانه انجام شده است و من با خیال راحت برنامه را اجرا می کنم.

وقتی به تلویزیون آمدید، احساس غربت نکردید؟

اوایل خیلی این احساس را لمس می کردم. چند وقت پیش وقتی به رادیو رفتم هم این احساس را بیش تر داشتم، چهره هایی می دیدم که خیلی تازه بودند.

ساختمان جام جم رفتید یا ارگ؟

جام جم.حالا دیگر جایی نیست که کسی احساس خودمانی بودن بکند.

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی مهران مدیری

بیوگرافی ژاله صادقیان و همسرش

[ad_2]

لینک منبع